
تلویزیون با حذف برندهای موفق به سرمایه رسانهای خود آسیب زد
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، به اعتقاد او، مدیرانی که با استفاده از بودجه عمومی، امکانات و نیروی انسانی گسترده مسئولیت اداره شبکهها را بر عهده میگیرند، باید درباره نتایج عملکرد خود، میزان جذب مخاطب و اثربخشی هزینهها توضیح دهند. تاجیک معتقد است نمیتوان کاهش مخاطبان را صرفاً به گسترش شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای جدید نسبت داد و سهم تصمیمهای مدیریتی و فرصتهای ازدسترفته را نادیده گرفت.
او با اشاره به تجربه مدیریت خود در شبکه مستند گفت: هنگام تحویل گرفتن این شبکه، صورتوضعیت مشخصی از تعداد نیروها، تولیدات و تعهدات مالی در اختیارش قرار نگرفت و ناچار شد شخصاً اطلاعات و گزارش عملکرد شبکه را تهیه کند. به گفته او، مدیران باید در پایان دوره مسئولیت خود گزارشی روشن از وضعیت مجموعه، تغییرات ایجادشده و نتایج تصمیمهایشان ارائه دهند. تاجیک تأکید کرد اگر تولید یک سریال یا برنامه با بودجه عمومی نتواند مخاطب مناسبی جذب کند، باید مشخص شود چه کسانی آن را تصویب کردهاند و مسئولیت نتیجه بر عهده کدام مدیر است.
مدیر سابق شبکه مستند، تصمیمگیری بر اساس داده و آمار را از ضرورتهای مدیریت حرفهای رسانه دانست. به گفته او، مدیران باید بدانند مخاطب در چه زمانهایی افزایش یا کاهش پیدا کرده و علت این تغییر چیست؛ آیا مشکل از محتوا، زمان پخش، شیوه انتشار یا ناتوانی برنامه در پاسخگویی به نیاز مخاطب بوده است؟ او همچنین یادآور شد که صداوسیما از سالها قبل باید برای حضور در رسانههای نوین برنامهریزی میکرد. تاجیک به تجربه راهاندازی وبسایت و اپلیکیشن شبکه آیفیلم در سال ۱۳۸۹ و ایجاد یک شبکه آنلاین مستند برای مخاطبان خارجی اشاره کرد و پرسید چرا این تجربهها به سیاستی پایدار در سازمان تبدیل نشدند.
این چهره رسانه ای یکی از آسیبهای جدی تلویزیون را حذف برندها و چهرههای شناختهشده دانست. او با اشاره به برنامههایی مانند «نود»، «خندوانه»، «عصر جدید» و آثار مهران مدیری گفت: ساختن یک برند موفق سالها زمان میبرد، اما کنار گذاشتن آن بسیار آسان است. به اعتقاد او، بسیاری از چهرههایی که از تلویزیون کنار گذاشته شدند، پس از خروج از سازمان در پلتفرمها و فضای مجازی به فعالیت ادامه دادند و حتی به موفقیت رسیدند؛ در نتیجه این صداوسیما بود که بخشی از سرمایه انسانی و اعتبار رسانهای خود را از دست داد.
او تأکید کرد بازگرداندن چهرههای محبوب نیز بهتنهایی نمیتواند مخاطبان ازدسترفته را احیا کند و بدون تغییر سیاستها، محتوای مناسب و اصلاح رویکرد مدیریتی، نتیجه پایداری نخواهد داشت. او همچنین بیتوجهی به نسل زد و نسل آلفا را از ضعفهای مهم رسانه ملی دانست. به گفته تاجیک، حضور کودکان و نوجوانان در پلتفرمهایی مانند یوتیوب نشان میدهد نیاز رسانهای نسل جدید با محدودیت از بین نمیرود و تلویزیون باید برای شناخت این مخاطبان و ارتباط مؤثر با آنان برنامهای جامع داشته باشد.
تاجیک با اشاره به دوره مدیریت خود در شبکه مستند، از تلاش برای انتشار اطلاعات پروژهها، مشخصات عوامل تولید و ایجاد فرصت همکاری برای مستندسازان با دیدگاههای گوناگون سخن گفت. او معتقد بود رسانه عمومی باید درباره نحوه استفاده از امکانات و بودجه خود شفاف باشد و واژه «محرمانه» نباید به ابزاری برای فرار از پاسخگویی تبدیل شود. به گفته او، پس از تغییر مدیریت سازمان، ادامه این سیاستها دشوار شد و همین مسئله در تصمیم او برای استعفا مؤثر بود.
تاجیک در پایان تأکید کرد اصلاح صداوسیما با تغییر یک مدیر یا تیم مدیریتی امکانپذیر نیست. به باور او، حضور دیدگاههای متنوع، بازگشت نیروهای حرفهای، کاهش بروکراسی، اختیار بیشتر مدیران همراه با مسئولیتپذیری و ارزیابی عملکرد بر اساس آمار مخاطبان، از پیششرطهای تحول در رسانه ملی است. او گمشده اصلی صداوسیما را پاسخگویی دانست و خواستار بررسی روشن تعداد نیروهای کنارگذاشتهشده، تولیدات انجامشده و میزان اثرگذاری آنها بر مخاطبان شد.
59243



