
این تماس از زندان و تماسگیرنده زندانی است/ تنهایی سرنوشت ناگزیر همه آدمهاست و زندانی، تنهاتر است
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محسن اردستانی، کارگردان فیلم کوتاه «این تماس از زندان برقرار میشود» که در بخش داستانی چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران حضور دارد، با اشاره به شکلگیری ایده این اثر به خبرآنلاین گفت جرقه اولیه فیلم پس از تماشای نمایش «بکتوبلک» (سجاد افشاریان) به ذهنش رسیده است؛ با این حال، زندان برای او بیش از آنکه موضوع اصلی باشد، بستری برای پرداختن به تنهایی انسانهاست. او همچنین به علاقهاش به سینمای داستانی، تأثیرپذیری از فیلمسازانی چون اصغر فرهادی و تلاش برای ساخت فیلم بلند اشاره کرد.
اردستانی در پاسخ به اینکه «ایده اولیه فیلم از کجا شکل گرفت و اساسا چه شد که تصمیم گرفت داستان را در بستر زندان و از طریق یک تماس تلفنی روایت کند؟» توضیح داد: «ایده اولیه من بعد از تماشای نمایش «بکتوبلک» به کارگردانی سجاد افشاریان شکل گرفت. البته ارتباط مستقیمی میان آن نمایش و ماجرای فیلم وجود نداشت، اما موقعیتی که دیدم، جرقهای در ذهنم ایجاد کرد. بعد از آن، ایده بارها تغییر کرد و به شکل فعلی رسید. در طراحیهای اولیه فیلمنامه، شخصیتهای دیگری مانند رئیس زندان و دوست شخصیت اصلی هم حضور داشتند و قرار بود ابعاد مختلفی از این تنهایی را نشان بدهم. به عنوان مثال فیلم «بعدازظهر سگی» هم از این جهت برایم جالب بود که در مقطعی از روایت، مخاطب احساس میکند جای زندانیها و آدمهای بیرون از زندان عوض شده است. این جابهجایی موقعیت و تغییر ناگهانی معادله برایم جذاب بود. البته تماشای برخی آثار سالهای اخیر که به فضای زندان و مسائل اجتماعی میپردازند نیز بعدها علاقهام را به این فضا بیشتر کرد، اما نقطه شروع ایده همچنان همان موقعیتی بود که بعد از تماشای نمایش در ذهنم شکل گرفت.»

او تصریح کرد: «درواقع زندان برای من بیشتر یک بستر بود. من همیشه به فضای اجتماعی علاقه داشتهام و تم اصلی که در ذهنم وجود داشت، تنهایی انسانها بود؛ اینکه تنهایی شاید سرنوشت محتوم همه ما باشد و به نظرم آدمهای تنها در زندان بیشتر به چشم میآیند و این تنهایی در چنین فضایی نمود عینیتری پیدا میکند.»
کارگردان فیلم کوتاه «این تماس از زندان برقرار میشود» در جواب اینکه «آشنایی و ارتباط با فیلمسازانی مانند محمدحسین مهدویان، ابراهیم حاتمیکیا و کاظم دانشی چه تأثیری بر مسیر کاریاش داشته است؟» افزود: «من اساساً به سینمای داستانی علاقه داشتهام. با اینکه در حوزههایی مانند ساخت موزیکویدئو، تصویربرداری و تدوین هم فعالیت کردهام، همیشه فکر میکردم سینمای داستانی جایگاه دیگری دارد و بیشتر به آن علاقهمند بودم. حدود ۱۴ یا ۱۵ سال پیش در پروژه «آخرین روزهای زمستان» به کارگردانی محمدحسین مهدویان حضور داشتم و در چند پلان نقش شهید همت را بازی کردم. آشنایی با سینمای داستانی و تجربههای کاری مختلف در این سالها، در شکلگیری نگاه من بیتأثیر نبوده است.
با کاظم دانشی نیز از سالهای حدود ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ در دوره های انجمن سینمای جوانان همکلاسی بودیم و درباره ساخت فیلم داستانی بلند با هم صحبت میکردیم. حتی قرار بود کاری را با هم بسازیم، اما این اتفاق محقق نشد. به نظرم این ارتباطها، گفتوگوها و تماشای فیلمهای مختلف ممکن است بهطور ناخودآگاه بر انتخابها و نگاه من تأثیر گذاشته باشند، اما نمیتوانم بگویم ایده این فیلم مستقیماً از یک فیلمساز یا اثر خاص آمده است.»

اردستانی همچنین در برابر این سوال که «آیا از ابتدا به دنبال ساخت فیلمی در ژانر جنایی یا اجتماعی بود؟» چنین گفت: «من هنگام شروع یک فیلم، لزوماً به ژانر فکر نمیکنم. بیشتر از هر چیز، مسئله و موقعیتی برایم اهمیت دارد که میخواهم درباره آن حرف بزنم. به سینمای اجتماعی و داستانهایی علاقه دارم که از دل مسائل انسانی بیرون میآیند و به نظرم تنهایی یکی از مهمترین این مسائل است. در فیلم اخیر نیز تماس تلفنی از زندان و ارتباط با یک زن، موقعیتی ایجاد میکند که میتوانست به سمتوسوی دیگری برود، اما از ابتدا برایم مهم بود که روایت در همان محدوده مدنظر باقی بماند و به سمت فضای اروتیک نرود. این موقعیت ظرفیت روایی زیادی داشت و میخواستم از آن برای پرداختن به تنهایی و ارتباط انسانی استفاده کنم.»
او به سوالِ «آیا از ابتدا قصد داشت این ایده را در قالب فیلم کوتاه بسازد یا فیلمنامه بلندتری در ذهن داشت؟» این پاسخ را داد: «من از حدود ۳۰ سالگی دوست داشتم فیلم بلند بسازم، اما به دلایل مختلف این امکان فراهم نشد. در مقطعی، بعد از شکلگیری فیلمنامه و صحبت با دوستان، پیشنهاد شد ابتدا کار کوتاهتری بسازم تا بتوانیم مرحلهبهمرحله به سمت ساخت فیلم بلند حرکت کنیم. در نهایت این ایده در قالب یک فیلم کوتاه شکل گرفت. به نظرم فیلم کوتاه برای بسیاری از فیلمسازان میتواند فرصتی برای تجربه و تمرین باشد؛ فرصتی برای اینکه ایدهای را به تصویر بکشند، مسیر تولید را بشناسند و بهتدریج برای ساخت آثار بلندتر آماده شوند. البته این به معنای آن نیست که فیلم کوتاه اهمیت مستقلی ندارد، اما از نظر من، در شرایط فعلی سینمای ایران، ساخت فیلم کوتاه بهتنهایی مسیر اقتصادی سادهای ندارد. به همین دلیل، حمایت از فیلمسازان جوان و ایجاد فرصت برای ساخت آثار بعدی اهمیت زیادی دارد. انجمن سینمای جوانان ایران و جشنواره فیلم کوتاه تهران نیز میتوانند در این مسیر نقش مؤثری داشته باشند. در نهایت، آنچه برای من اهمیت دارد این است که بتوانم ایدههایم را به شکل درست روایت کنم و بهتدریج مسیرم را به سمت ساخت فیلم بلند ادامه بدهم.»

۲۴۲۲۴۲



