
اثری که تصویر دروغین از جامعه ارائه دهد در تاریخ ماندگار نمیشود
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابطعمومی گروه سینمایی هنروتجربه، امیرعلی تقیزاده کارگردان فیلم در ابتدای برنامه با تشکر از گروه هنرو تجربه در مورد روندی که ساخت این فیلم داشته است گفت: این فیلم پنج سال پیش و با نگرش و دیدگاه و دانشی که آن زمان داشتم ساخته شده است و اگر اکنون بخواهم این فیلم را بسازم مطمئناً به شکل دیگری میساختم. روند ساخت این فیلم با یکرشته چالشهای همراه بود که باعث شد پروسه زمانی آن طولانی شود و یک فرایند قانونی را طی کند تا به اکران برسد.
وی با اشاره به نگاه انتقادآمیز فیلم نسبت به مسائل اجتماعی افزود:ذات هنرمند همیشه ناراضی است؛ یعنی نسبت به کاری که انجام میدهد، هیچوقت احساس رضایت کامل ندارد؛ بنابراین حسی که من نسبت به فیلم دارم به همین ویژگی ذاتی هنرمند برمیگردد و بخشی دیگر به گذر زمان مربوط است. همه ما در طول زمان تغییر میکنیم؛ تفکراتمان تغییر میکند، دانشمان بیشتر میشود، بهویژه وقتی فاصله زمانی طولانیتر باشد.
وی در خصوص انتخاب بازیگران فیلم نیز گفت:ما برای انتخاب بازیگر خیلی شرایط پیچیدهای داشتیم. اما در آن زمان چیزی که در بچهها خیلی برای من جذاب بود این بود که همه آنها پتانسیل چهره شدن را داشتند؛ یعنی در مسیری بودند که خیلی روشن بود. آنها نیز پنج سال پیش در موقعیت کنونی خود نبودند؛ ولی واقعاً چشماندازشان این اتفاقها بود و میشد این چهره شدنها را دید
پریسا باهر تهیهکننده فیلم نیز گفت: این فیلم چند سال پیشتولید شده و ما به ضعفهای فیلم آگاهیم. مسلماً اگر با دید دانش و تجربه امروزمان انتخابهای بهتری خواهیم داشت. این پروژه با تمام نقصهای که داشت و ما به تکتکشان آگاهیم باعث شد که مسیر کاری ما حرفهایتر شود و کیفیت انتخابمان بالاتر رود
پریسا باهر در خصوص نقشی که در فیلم بازی میکند گفت:این اولین تجربهام در زمینه بازیگری بود و پیش از بازی مدام از آقای کارگردان متن را میخواستم؛ اما ایشان قبول نمیکردند و میگفتند باید سر صحنه طی همان تمرینات اولیه و برداشتها به آنچه میخواهیم برسیم و اینکه اینطور ترس کمتری خواهی داشت. خوشبختانه با اینکه اولین تجربهام بود بازخورد خوبی گرفتم.
رضا درستکار منتقد سینما نیز با اشاره فضای فیلم و جامعه گفت: در نگاه به یک فیلم باید حتماً آن شرایطی که سازنده اثر در آن نفس میکشد و محصولی ارائه میدهد را در نظر گرفته و بر اساس این شرایط و در این محور و مختصات نگاه و فیلمها را نقد کرد؛ بنابراین من نیز بر همین اساس به فیلم «ایستاده مردیم» نگاه میکنم و به نظرم در شرایطی که وضعیت عمومی و کلی ما آنچنان دلخواه نیست یا آنچه که تصور میکنیم نیست طبیعتاً محصولاتی هم که بیرون میآیند در تناسب با همین شرایط هستند و نمیتوان آنها را با محصولات مثلاً سینمای فرانسه یا هر جای دنیا که سینمای بهتری دارد مقایسه کرد. در این شرایط اگر کسی مثل آقای تقیزاده آستینها را بالا میزند و نمیترسد و فیلم میسازد باید تشویق شود؛ چون در واقع خودش را به دامن بلا انداخته است.
وی در ادامه افزود: اساساً فیلمساز نمیتواند خارج از این شرایط کاری کند و اگر خارج از این شرایط کاری کند؛ مثلاً فیلمهای دختر پسری یا فیلمهای تجاری بسازد وارد مرحلهای میشود که یک فضای فیک و نادرستی را به جامعه خود تحویل میدهد و مسئله اصلیاش اینجاست که با این نگاه محصول شما وسعت خرج پیدا نمیکند، نه در تاریخ ماندگار میشود و نه در دل بینندههایش و نه در هیچ جای دیگر چون نسبتی با من و شمای مخاطب ندارد؛ بنابراین اگر سینماگری چنین مسیری را برای خود تعریف کرد این مسیر رشد او نیست و در انتخابهای هیچ منتقدی هیچکدام از این فیلمها نه الان بلکه هزار سال دیگر هم نبوده، نیست و نخواهد بود؛ چون آن فیلمها تصویر دروغین از چیزهایی میدهند که وجود خارجی ندارد.
درستکار با تأکید بر اینکه فیلمساز باید دوربینش را به سمت جامعه خود، مردم و فرهنگ خودش بگیرد افزود: این همان کاری است که امیرعلی تقیزاده کرده است. یعنی سعی کرده که مرکز ثقل نگاهش را پیدا بکند، اندازه و استاندارد آدمهای قصهاش را پیدا کند، حتی احتمال دارد با بخشی از آنها زیست کرده باشد تا ادبیاتشان را پیدا کند، ایست، ژست، فرهنگ، لباس و گفتارشان را پیدا کند و آنها را بهگونهای معرفی کند که وصله نچسب نباشند.
در ادامه منتقد برنامه به دلیل ارتباط مخاطب با این اثر پرداخت و گفت: امروز بعضاً محصولاتی در حال اکران هستند و فروش بالایی هم دارند، اما اساساً نسبتی با منِ انسانِ ایرانی برقرار نمیکنند. پرسش اینجاست که چرا در مواجهه با فیلم «ایستاده مردیم»، با تمام نقاط قوت و ضعفی که مانند هر اثر دیگری دارد و ممکن است بخشی از آن خوب و بخشی دیگر ضعیف باشد، با آن همراه میشویم؟ علتش این است که ما در اینگونه آثار خودمان را پیدا میکنیم و بخشی از وجود خود را در فیلم میبینیم.
وی ادامه داد: قصه این فیلم میتواند قصه همه ما باشد همه این آدمها گرفتار قوت لایموت خود هستند، گرفتار زندگیاند و برای ادامه زندگی تلاش میکنند. این ویژگی مثبتی است؛ اینکه فیلم این وضعیت را درشتنمایی نمیکند و همه چیز را بسیار عادی و بهاندازه روایت میکند. به نظر من، این اندازه نگهداشتن، نقطه قوت فیلم است.
وی ادامه داد: عنصر زندگی در سراسر فیلم حضور دارد. همه شخصیتها برای زندگی تلاش میکنند و تمام وجودشان را صرف درست زیستن، یا حتی صرف زیستن، کردهاند؛ بنابراین، هرچند در طول فیلم چند مرگ رخ میدهد، اما در نهایت، گرانیگاه و نقطه اتکای فیلمساز زندگی است. چون قطار زندگی همچنان در حرکت است و فیلمساز با مرگ شخصیت او را پیاده میکند و دیگر خداحافظ.
در انتهای این نشست حاضران سؤالات و نظرات خود را درباره فیلم مطرح کردند.
۲۴۲۲۴۳



